خرید بک لینک

حافظ می گوید که بسیار غمگین است و کاملا تسلیم سرنوشتش شده است



حافظ از غم زیاد خودش می سراید و کاملاً تسلیم سرنوشتش شده است. هر چند در یک بیت، می گوید که نباید غمگین باشم شاید صلاح در این است، ولی مفهوم مجموع ابیات ، غم مطلق او و تسلیم شدن کامل او به روزگار است. بیتی هست که گل و گلاب را با هم مقایسه می کند. گلاب، محصول گل است ولی در بازار به فروش می رسد و بی ارزش شده است، در حالی که گل، پرده نشین( در ویترین، چیزی یا کسی که محترم است و دسترسی به آن مشکل است )، هست.

برچسب: نویسنده: النا کوهی تاريخ: شنبه 3 مرداد 1405 ساعت: 14:30

آب: ترکیب دو آتش



از نظر علمی، هیدروژن و اکسیژن ، هر دو ، می توانند ایجاد آتش کنند. اصولاً سوخت آتش، از اکسیژن است. از نظر علمی پیشرفته، این فرایند می تواند معکوس شود ، یعنی از آب، آتش پدید آید. البته بسیار هزینه زیادی دارد ولی نه با... ساقیا این گذر عمر، عجب می گذرد قدر دان باش دمی را به طرب می گذرد The simple chemical compound of hydrogen( H2) and oxygen ( O2) is the most common substance on Earth: water covers 71% of its surface But H2, and O2 can fuel fire.

برچسب: نویسنده: النا کوهی تاريخ: شنبه 3 مرداد 1405 ساعت: 14:30

دلیل این است که دل انسان، بدون عشق، به پوچی می رسدفرخی سیستانی می سراید که راه فراری از عشق، نیست. هر وقت به هر روشی، عشق را کنار می گذارد، معشوق به دنبالش می آید تا عشق را برگرداند. دلیل، این است که دل انسان، عاشقِ عشق است. هر روز مرا عشقِ نگاری به سر آید در، باز کند ناگه و گستاخ در آید ور در، به دو سه قفل گران سنگ ببندم ره جوید و چون مورچه، از خاک بر آید ور شب کنم از خانه ، به جای دگر آیم او شب کند از خانه ، به جای دگر آید جورم ز دل خویشست ، از عشق چه نالم عشق ار چه درازست ، هم آخر به سر آید دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا کوهی تاريخ: شنبه 3 مرداد 1405 ساعت: 14:30

این مغز فعلی؛ محصول هزاران سال تلاش: طبق دانش سنّتی، زمین مسطح، ثابت و مرکز عالم بود. خورشید و همه اجرام نورانی که شبها در آسمان می درخشیدند ، همه از توابع و مضافات زمین بودند و به دور زمین می چرخیدند.برای وجود باران، برف، رعد، باد، زلزله ، آتشفشان ، جزر و مد دریا و.... هیچ علت طبیعی وجود نداشت.عالم هستی از چهار عنصر ( آب و خاک و باد و آتش ) درست شده بود.طبع بشر، دماوی یا سوداوی یا صفراوی و یا بلغمی بود.دل ( قلب ) مرکز تفکر و اراده و عواطف بود.مغز، نقش قابل احترامی نداشت ، همانطوری که این روزهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا کوهی تاريخ: شنبه 3 مرداد 1405 ساعت: 14:30

آثار دکتر محمد مهدى بخارائی : ذات عشق ، عمق بیکران ، کثرت یگانه ، طبیعت موجود ، The Suy Night همه می دانند که وقت، طلاست. تلاش می کنند که حداکثر استفاده از زمان را انجام دهند، ولی نمی دانند که روزگار، بهتر از آنها ارزش زمان را می داند پس به صورت های مختلف، عمر تو را تلف می کند. ای که شدی تاجرِ بازارِ وقتبنگر و بشناس خریدار راچرخ بدانست که کارِ تو چیستدید چو در دست تو، افزار راپروین B L O G F A . C O M ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا کوهی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 12:06

آثار دکتر محمد مهدى بخارائی : ذات عشق ، عمق بیکران ، کثرت یگانه ، طبیعت موجود ، The Suy Night قرار عهد؛ عهد شکن نابود است نظامی، وفا را در جهان نمی یابد پس باوفا را خداوند نادیده می داند. سپس از ارزش وفا در زندگی انسان ها می گوید. عهد شکن، نابود است درهای همه ز عهد، خالیستالا در تو، که لایزالیست هر عهد که هست، در حیات استعهد از پسِ مرگ، بی ثبات استچون عهد تو هست جاودانییعنی که به مرگ و زندگانی چندان که قرارِ عهد یابم از عهد تو روی بر نتابم B L O G F A . C O M ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا کوهی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 12:06

آثار دکتر محمد مهدى بخارائی : ذات عشق ، عمق بیکران ، کثرت یگانه ، طبیعت موجود ، The Suy Night مردم ایران ، نه هسته‌ای بودند و نه ضد هسته‌ای ، ولی نابود شدند. همه رهبران ، در اینجا و آنجا ها ، مردم ایران را نابود کردند. متن این آهنگ ، واقعیتی است:آمريكا آمريكا ننگ به نيرنگ توخون جوانان ما مي چكد از چنگ تواي ز شراره ستم شعله به عالم زدهامن و امان جهان يكسره بر هم زدهبر سر هر خرمني در د ل هر گلشنيآتش بيداد تو صاعقه غم زدهثروت انبوه تو خون دل توده هاستكين تو بر سينه ها دشنه ماتم زدهدزد جهان خواره ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا کوهی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 12:06

آثار دکتر محمد مهدى بخارائی : ذات عشق ، عمق بیکران ، کثرت یگانه ، طبیعت موجود ، The Suy Night در تاریخ ایران باستان ، داراب( که مادرش هما او را به آب سپرده است )، توسط خانواده ای از آب گرفته می‌شود و پرورش می یابد.وقتی نوجوان می شود، خوبی و پهلوانی را به او می آموزند.عداتخواه واقعی می شود.پهلوانی می شود که پلتگ هم از او به ستوه می آید و فرار می کند:بدو مرد خانه، بسی بر شمردوز آن پس ، به فرهنگیانش سپرد بیاموخت فرهنگ و شد پر مَنِشبر آمد از آزار و از سرزنش ...بدان گونه شد زین هنرها که جنگنسودی بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا کوهی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 12:06

آثار دکتر محمد مهدى بخارائی : ذات عشق ، عمق بیکران ، کثرت یگانه ، طبیعت موجود ، The Suy Night حافظ از غم زیاد خودش می سراید و کاملاً تسلیم سرنوشتش شده است. هر چند در یک بیت، می گوید که نباید غمگین باشم شاید صلاح در این است،ولی مفهوم مجموع ابیات ، غم مطلق او و تسلیم شدن کامل او به روزگار است.بیتی هست که گل و گلاب را با هم مقایسه می کند. گلاب، محصول گل است ولی در بازار به فروش می رسد و بی ارزش شده است، در حالی که گل، پرده نشین( در ویترین، چیزی یا کسی که محترم است و دسترسی به آن مشکل است )، هسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا کوهی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 12:06

آثار دکتر محمد مهدى بخارائی : ذات عشق ، عمق بیکران ، کثرت یگانه ، طبیعت موجود ، The Suy Night از نظر علمی، هیدروژن و اکسیژن ، هر دو ، می توانند ایجاد آتش کنند. اصولاً سوخت آتش، از اکسیژن است. از نظر علمی پیشرفته، این فرایند می تواند معکوس شود ، یعنی از آب، آتش پدید آید. البته بسیار هزینه زیادی دارد ولی نه با...ساقیا این گذر عمر، عجب می گذرد قدر دان باش دمی را به طرب می گذرد The simple chemical compound of hydrogen( H2) and oxygen ( O2) is the most common substance on Earth: water covers 71% ofادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا کوهی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 12:06

آثار دکتر محمد مهدى بخارائی : ذات عشق ، عمق بیکران ، کثرت یگانه ، طبیعت موجود ، The Suy Night سهم انسان از جهان پهناور، بسیار کم است. باید این را دانست و خردمندانه، غرق در زندگی نشد.کم دهدت گیتیِ بسیار، دانبِه که بسنجی کم و بسیار را...هیچ خردمند نپرسد ز مست مصلحت مردم هشیار راپروین B L O G F A . C O M ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا کوهی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 12:06

آثار دکتر محمد مهدى بخارائی : ذات عشق ، عمق بیکران ، کثرت یگانه ، طبیعت موجود ، The Suy Night فرخی سیستانی می سراید که راه فراری از عشق، نیست. هر وقت به هر روشی، عشق را کنار می گذارد، معشوق به دنبالش می آید تا عشق را برگرداند.دلیل، این است که دل انسان، عاشقِ عشق است.هر روز مرا عشقِ نگاری به سر آیددر، باز کند ناگه و گستاخ در آید ور در، به دو سه قفل گران سنگ ببندم ره جوید و چون مورچه، از خاک بر آید ور شب کنم از خانه ، به جای دگر آیم او شب کند از خانه ، به جای دگر آیدجورم ز دل خویشست ، از عشق چهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا کوهی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 12:06

آثار دکتر محمد مهدى بخارائی : ذات عشق ، عمق بیکران ، کثرت یگانه ، طبیعت موجود ، The Suy Night نسبم شمال ، از دختری می سراید که از شدت سرما، ناله می کند.البته در گرمای فعلی، باید گفت: شدت گرمااین اتاق ما شده چون زمهریر باد می آید ز هر سو چون صفیر من ز سرما می زنم امشب نفیر می دوم از میسره بر میمنه آخ عجب سرماست امشب ای ننه ( میسره و میمنه، عربی هستند و به معنی راست و چپ هستند) B L O G F A . C O M ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا کوهی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 12:06

آثار دکتر محمد مهدى بخارائی : ذات عشق ، عمق بیکران ، کثرت یگانه ، طبیعت موجود ، The Suy Night حتی نسیم عشق، مستی جاودانه را می آورد.رقص ما با شراب عشق، شادی عارفانه ای را برای ما به ارمغان می آورد.هر که زان باد، جرعه ای بچشد لافِ مستی جاودانه زند با حریفی سه چار ، کز مستی بال زرین بر آشیانه زند با مُغان، باده مُغانه خوریم تا به کِی غصه زمانه خوریم؟عبید زاکانی ( مُغ: موبد زرتشتی. منظور از این لغت در اشعار، عارف واصل است ) B L O G F A . C O M ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا کوهی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 12:06

ا ولین شا عر زن پارسی ، رابعه بنت کعب قزداری میبا شد که همعصر شاعر و ا ستاد شهیر زبان دری رود کی بود و د ر نیمه اول قرن چهارم د ر بلخ حیات داشت ، پدر ا و که شخص فاضل و محترمی بود د ر دوره سلطنت سامانیان در سیستان ، بست ، قندهار و بلخ حکومت می کرد .او در ا ثر توجه پد ر تعلیم خوبی ا خذ نموده ، و چون قریحه شعری دا شت ، شروع بسرود ن ا شعار شیرین نمود . عشقی که رابعه نسبت به یکی از غلا مان برادر خود در دل میپردازد ، بر سوز و شور اشعارش افزوده آن را به پایه تکامل رسانید . چون محبوب او غلا می بیش نبود و بنا بر رسومات بی معنی ان عصر رابعه نمیتوانست امید وصال او را داشته باشد ، از زندگی و سعاد ت بکلی نا امید بوده ، یگانه تسلی خاطر حزین او سرود ن اشعار بود ، که در آن احسا سات سوزان و هیجان روحی خود را بیان مینمود.یک نمونه از غزل های رابعه:الا ای با د شبگیری پیام من به دلبر بر بگو آن ماه خوبان را که جان باد ل برابر بر۔۔۔تو چون ماهی و من ماهی همی سوزم بتابد بر غم عشقت نه بس باشد جفا بنها دی از بربرتنم چون چنبری گشته بدان امید تا روزی ززلفت برفتد ناگه یکی حلقه به چنبر برستمگر گشته معشوقم همه غم زین قبو ل دارم که هرگز سود نکند کس بمعشوق ستمگر براگر خواهی که خوبانرا بروری خود به عجز آری یکی رخسار خوبت را بدان خوبان برابر بر۔۔۔مدارای ( بنت کعب ) اندوه که یار از تو جدا ماند رسن گرچه دراز آید گذ ردارد به چنبر بر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا کوهی تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 2:37

صفحه بندی